♦️ از عاشورا تا ظهور؛ تقابل همیشگی دو جبهه در منطق زیارت عاشورا
زیارت عاشورا تنها یادآور یک حادثه تاریخی نیست. این متن نشان میدهد که واقعه کربلا، صحنه آشکار شدن یک حقیقت دائمی در تاریخ بشر است: تقابل میان دو جبهه حق و باطل. در این نگاه، عاشورا صرفاً یک رخداد در سال ۶۱ هجری نیست، بلکه نمونهای روشن از رویارویی همیشگی عدالت و ظلم در طول تاریخ است.
♦️ مرزبندی حق و باطل در زیارت عاشورا با سلام و لعن
ساختار زیارت عاشورا بیانگر مرزبندی آشکار حق و باطل است. زیارت با سلامهای پیاپی آغاز میشود: «السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک یا بن رسول الله، السلام علیک یا ابن امیرالمؤمنین و ابن سید الوصیین» و نیز «السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین». این سلامها صرفاً احترام نیست، بلکه معرفی رئوس جبهه حق و اعلام پیوند زائر با آن جبهه است.
در مقابل، لعنهای صریحی قرار دارد که جبهه باطل را معرفی میکند: «اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک» و نیز «اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله».
حضور همزمان سلام و لعن نشان میدهد که در منطق عاشورا، شناخت حق بدون نفی باطل کامل نمیشود و این دو هرگز در یک جا با هم جمع نمی شوند.
♦️جبهه ای به نام حق
زیارت عاشورا با سلام بر امام حسین(ع)، خاندان و یاران او، ویژگیهای جبهه حق را نیز آشکار میکند. محور این جبهه، پذیرش ولایت حق و پیوند با پیامبر و اهلبیت علیهم السلام است. وفاداری، ایستادگی در برابر ظلم و آمادگی برای فداکاری از مؤلفههای اصلی این جبهه به شمار میآید؛ همان حقیقتی که در تکریم اصحاب الحسین جلوه یافته است.
♦️جبهه ای به نام باطل
در مقابل، جبهه باطل در زیارت عاشورا با ظلم، دشمنی با اهلبیت علیهم السلام و همراهی با جریان ستم شناخته میشود. تعابیری مانند «اول ظالم» و «العصابة التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله» نشان میدهد که باطل تنها به عاملان مستقیم یک جنایت محدود نمیشود، بلکه هر نوع همراهی، پیروی یا رضایت از ظلم نیز انسان را در همان جبهه قرار میدهد.
♦️نفی راه میانه
پس از معرفی این دو جبهه، زیارت عاشورا از زائر میخواهد موضع خود را روشن کند. در این زیارت آمده است: «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم». این عبارت نشان میدهد که در منطق عاشورا بیطرفی معنا ندارد. انسان یا در کنار جبهه حق قرار میگیرد یا در سوی مقابل آن.
♦️استمرار تقابل حق و باطل در تاریخ
این مرزبندی به یک زمان خاص محدود نمیشود. زائر در ادامه اعلام میکند: «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامة». بدین معنا که تقابل حق و باطل جریانی مستمر در تاریخ است و این دو جبهه تا پایان تاریخ در برابر یکدیگر قرار دارند.
زیارت عاشورا حتی افق آینده این تقابل را نیز ترسیم میکند. در فرازی از آن آمده است: «اسأل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد». این دعا بیانگر امید به ادامه همان مسیر در قیام موعود است.
♦️امتداد صف آرایی حق در برابر باطل از عاشورا تا ظهور
عاشورا نقطه ای مرکزی در یک مسیر بزرگ تاریخی است؛ مسیری که با شهادت امام حسین(ع) متوقف نشده بلکه روحی تازه و سیال در آن دمیده شد. این تقابل میان دو جبهه حق و باطل در طول تاریخ ادامه مییابد تا سرانجام در قیام مهدی موعود(عج) و برپایی حکومت جهانی عدالت به پیروزی نهایی حق بینجامد. زیارت عاشورا در حقیقت یادآور همین انتخاب دائمی است: ایستادن در جبهه حق و اعلام برائت از جبهه باطل تا تحقق وعده نهایی الهی.
♦️فرجام انسان در منطق عاشورا
در زیارت عاشورا، حقیقتی تکاندهنده پیش روی انسان قرار میگیرد: عالم صحنهی رویارویی دو جبهه است؛ جبههی نور و جبههی ظلمت. در این میدان، سکوت و بیطرفی معنا ندارد، زیرا هر دل و هر قدمی ناگزیر به یکی از این دو سو متمایل میشود. آنجا که زمزمه میکنیم یا أبا عبدالله، در حقیقت اعلام میکنیم که راه حسین علیهالسلام راه حق، عدالت و آزادگی است و در برابر آن، راه یزید، راه ستم، دنیاطلبی و خاموش کردن صدای حقیقت است. زیارت عاشورا یادآور میشود که انسان در هر زمان باید جایگاه خود را روشن کند؛ زیرا در منطق کربلا، یا در صف یاران حسین ایستادهای، یا در صف دشمنان او. راه سومی وجود ندارد.
✍️ معصومه اسماعیلی
(مدیر گروه های امامت و فلسفه پژوهشگاه مطالعات اسلامی جامعة الزهرا)

Comments