به گزارش روابط عمومی، سرکار خانم دکتر سیده زهره برقعی مدیر جامعه الزهرا سلاماللهعلیها به همراه جمعی از اساتید، طلاب ایرانی و بین الملل، مدیران و کارمندان این مؤسسه علمی حوزوی به مناسبت هفته نیروی انتظامی در منزل خانواده معظم شهید سرگرد عباس اسدی از مدافعان امنیت در اغتشاشات 18 دی 1404 حضور یافتند و یاد و خاطره شهدای اسلام به ویژه شهدای ناجا را گرامی داشتند.
مدیر جامعهالزهرا سلاماللهعلیها با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا و تسلیت درگذشت پدر این شهید والامقام، از خانواده شهید اسدی به دلیل صبر، ایستادگی و تربیت فرزندی در تراز مکتب اسلام تجلیل کرد.
وی با اشاره به مقام والای شهید و نقش خانواده در تربیت شهید، اظهار داشت: درباره خود شهید باید تبریک گفت؛ چراکه شهید از پیش انتخاب شده است، اما پدری که چنین شهیدی را تربیت میکند، قطعاً در زندگی خود نکات و مسائلی را رعایت کرده که زمینه تربیت چنین فرزندی را فراهم آورده است.
برقعی با اشاره به درگذشت پدر شهید در فاصله کمتر از یک سال از شهادت فرزندش، افزود: این اتفاق را هم باید تسلیت گفت و هم از این جهت که پدر به فرزند شهید خود ملحق شده است، تبریک گفت.
اهمیت تربیت فرزندان در مسیر ولایت و ارزشهای اسلامی
مدیر جامعهالزهرا سلاماللهعلیها با اشاره به سخنان مادر شهید درباره حضور همیشگی فرزند شهیدش در کنار خانواده، گفت: مادر شهید فرمودند «شهید بیشتر با ماست؛ اگر آن زمان روزی سه نوبت به ما سر میزد، امروز بیستوچهار ساعت با ماست» و این نکتهای است که در قرآن کریم و منابع روایی نیز درباره حیات و حضور روح شهدا مورد توجه قرار گرفته است.
وی ادامه داد: اگرچه امروز همسر شهید در کنار فرزندان حضور دارد و آنان را تربیت میکند، اما قطعاً روح شهید قدمبهقدم همراه خانواده است و در تربیت فرزندان نیز حضور دارد.
برقعی با تأکید بر اهمیت تربیت فرزندان در مسیر ارزشهای اسلامی ابراز امیدواری کرد روش و شیوهای که شهید در تربیت فرزندان خود دنبال میکرد، بهویژه توجه به آشنایی آنان با ولایت و امام زمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف در خانواده ادامه پیدا کند و گفت: مطمئن هستیم این فرزندان در آینده باعث مباهات و افتخار پدر شهید خود خواهند بود.
وی در ادامه با بیان اینکه امنیت یکی از مهمترین ارکان هر نظام است، تصریح کرد: اگر امروز پیشرفت علمی، اقتصادی و توسعه در عرصههای مختلف داریم، بدون وجود امنیت امکان تحقق آنها وجود ندارد. اگر امروز میتوانیم با آرامش در این مجلس حضور پیدا کنیم و یاد شهید را زنده نگه داریم، به دلیل امنیتی است که شهدای امنیت و مسئولان و مدافعان امنیت برای کشور به ارمغان آوردهاند.
مادران شهدا؛ نمونهای از تربیت اسلامی
مدیر جامعهالزهرا سلاماللهعلیها با اشاره به سخنان مادر شهید درباره نحوه مواجهه ایشان با شهادت فرزندشان، گفت: مادر شهید نقل کردند که هنگام دفن فرزندشان با آرامش برای او تلقین خوانده و به دلیل توصیه فرزند شهیدشان، از گریه و بیتابی خودداری کردهاند؛ اما پس از شنیدن خبر شهادت رهبر و امام خود، دیگر نتوانستهاند آرام باشند.
وی، این رفتار را نمونهای از تربیت در مکتب اسلام دانست و افزود: این همان مکتب اسلام است که میتواند از انسانهایی که در این دنیای فانی زندگی میکنند، چنین انسانهایی بسازد؛ انسانهایی که رفتارشان برای همه ما الگو باشد.
برقعی با تجلیل از صبر خانوادههای معظم شهدا، اظهار داشت: برای یک مادر، هیچ چیزی ارزشمندتر از فرزندش نیست؛ حتی حاضر است خودش را فدا کند تا فرزندش سالم باشد، اما همین مادر در مقابل ولایت، رهبر، دین و نظام، از فرزند خود میگذرد. این مسئله نشان میدهد که چنین مادری تا چه اندازه در مکتب اسلام تربیت شده و از ایمان و معرفت برخوردار است.
تفاوت نگاه مادی و نگاه توحیدی به زندگی
مدیر جامعهالزهرا سلاماللهعلیها با اشاره به تفاوت نگاه مکاتب مادی با نگاه اسلام به زندگی، گفت: بسیاری از مکاتبی که امروز در دانشگاهها و محیطهای علمی تدریس میشوند، در نهایت هدف خود را رسیدن انسان به دنیایی سرشار از رفاه، آسایش و آرامش قرار دادهاند؛ چراکه ابدیت و زندگی پس از مرگ را مورد توجه قرار نمیدهند.
وی ادامه داد: مادری که به زندگی جاودان معتقد است و در مکتب اسلام پرورش یافته، به گونهای زندگی میکند و فرزند خود را تربیت میکند که وقتی او را در راه خدا تقدیم میکند، احساس شکست و نابودی ندارد؛ چراکه معتقد است روح فرزندش زنده است و در محضر خداوند حضور دارد.
برقعی خاطرنشان کرد: در مقابل، وقتی چنین مادری رهبر و ولیّ امر خود را از دست میدهد، این فقدان برای او بسیار سخت و جانکاه است؛ چراکه رهبر را صاحب ولایت و صاحب امر خود میداند.
زندگی دنیا؛ سرمایهای برای حیات ابدی
مدیر جامعهالزهرا سلاماللهعلیها با تأکید بر ضرورت شناخت صحیح انسان از زندگی دنیا، گفت: همه ما باید تلاش کنیم در مکتب اسلام به گونهای تربیت شویم که این زندگی مادی را بهدرستی بشناسیم، فانی بودن و پایانپذیر بودن آن را درک کنیم و بدانیم خداوند برای مدت محدودی به ما عمر داده است تا در این دنیا زندگی کنیم و برای حیات ابدی خود برنامهریزی کنیم.
وی افزود: تنها سرمایهای که برای ساختن زندگی ابدی در اختیار داریم، همین چند روز زندگی در دنیاست و خوشا به حال شهدا و خانوادههایی که بهدرستی فهمیدند و درک کردند که این زندگی محدود میتواند زمینه رستگاری و فلاح در زندگی ابدی باشد.
برقعی در پایان برای خانواده شهید اسدی، بهویژه همسر و فرزندان شهید، از خداوند طلب صبر و اجر مسئلت کرد و گفت: امیدواریم همه فرزندان این شهید به گونهای تربیت شوند که در دنیا و آخرت باعث مباهات و سربلندی پدر شهید خود باشند.
روایت مادر، همسر و خواهر شهید عباس اسدی از زندگی، مجاهدت و شهادت او؛ «عباس» گرهگشای کار مردم بود
در ابتدای این دیدار، سرکار خانم بغدادی مادر شهید عباس اسدی، سرکار خانم زهرا اسدی خواهر شهید و خانم مهدوی همسر این شهید والامقام به بیان ویژگیهای اخلاقی، سبک زندگی، فعالیتهای اجتماعی و نحوه شهادت این شهید بزرگوار پرداختند و از او به عنوان فردی مردمدار، خانوادهدوست و دغدغهمند در خدمت به مردم یاد کردند.
خواهر شهید: گرهگشایی از کار مردم؛ دغدغه اصلی شهید اسدی بود
خانم زهرا اسدی، خواهر شهید عباس اسدی به علاقه برادرش به خدمت در نیروی انتظامی اشاره کرد و گفت: برادرم در طول دوران خدمت، مأموریتهای مختلف و سنگینی را در شهرهایی همچون تهران، مشهد، اصفهان و زابل بر عهده داشت. حدود دو سال در زابل استان سیستان و بلوچستان، در منطقهای نزدیک به نقطه صفر مرزی خدمت کرد و با وجود شرایط دشوار، همواره وظیفه خود را با جدیت انجام میداد.
خواهر شهید اسدی با اشاره به روحیه مردمداری برادرش، اظهار کرد: دغدغه اصلی عباس این بود که گرهی از کار مردم باز کند. عباس حتی خارج از ساعت اداری نیز به تماسهای مردم پاسخ میداد و برای حل مشکلات آنها تلاش میکرد و می گفت: «خدا اگر کسی را دوست داشته باشد، گرهگشایی از کار مردم را به دست او میسپارد و خدا این توفیق را به من داده است.»
وی تأکید کرد: برای عباس تفاوتی نداشت فردی که برای کمک مراجعه میکند چه کسی باشد. اگر فردی اهل سنت، تبعه افغانستان یا حتی فردی معتاد بود و حقی از او ضایع میشد، عباس تلاش میکرد در کنار او قرار بگیرد و برای احقاق حقش اقدام کند.
خواهر شهید اسدی به بیان جزئیات شهادت برادرش پرداخت و در ادامه بیان داشت: شهید عباس اسدی در طول دوران خدمت خود، علاوه بر انجام وظایف سازمانی، تلاش گستردهای برای حل مشکلات مردم داشت و در نهایت نیز در جریان دفاع از امنیت و حفاظت از بیماران و مردم حاضر در بیمارستان، به شهادت رسید.
روایت خواهر شهید از لحظه شهادت / شهادت در دفاع از مردم و بیماران
خواهر شهید اسدی درباره جزئیات شهادت برادرش اظهار کرد: براساس مطالبی که بعدها در دادگاه و از زبان افرادی که در آن حادثه حضور داشتند، مطرح شد، تعداد زیادی از افراد قصد ورود به بیمارستان فرقانی را داشتند.
وی افزود: جمعیت بسیار زیادی در محل حضور داشتند و برخی از آنها به چاقو، قمه، قداره و مواد آتشزا مجهز بودند. عباس با شنیدن خبر خطر برای بیمارستان، خود را به محل رساند؛ در حالی که حتی فرصت نکرد تجهیزات کامل همراه خود بردارد.
خواهر شهید اسدی ادامه داد: یکی از سربازان از عباس خواست محل را ترک کند، اما عباس گفت «اگر من بروم چه کسی از بیمارستان دفاع کند؟ اینجا بیمار، نوزاد و زن باردار وجود دارد.»
وی افزود: عباس با وجود خطر موجود، به میان جمعیت رفت و تلاش کرد با آنها صحبت کند و مانع ورودشان به بیمارستان شود. او حتی به آنها گفت اگر اعتراضی دارند، آن را مطرح کنند تا پیگیری شود، اما نباید امنیت بیماران و مردم به خطر بیفتد.
خواهر شهید اسدی گفت: عباس در حالی که مشغول صحبت با افراد حاضر در محل بود، از پشت سر مورد حمله قرار گرفت و ضربهای به او وارد شد که محل آن روی پیراهنش نیز مشخص است. براساس اظهارات مطرحشده، پس از زمین افتادن عباس، افراد متعددی به او حمله کردند و او را با ضربات مختلف مورد ضربوشتم قرار دادند.
وی بیان کرد: یکی از افرادی که در محل حضور داشت، بعدها گفته بود تنها چیزی که از عباس در آن لحظه شنیده، عبارت «السلام علیک یا اباعبدالله» بوده و پس از آن دیگر صدایی از او شنیده نشده است. پس از شهادت عباس، لباسها و وسایل شخصی او نیز از وی جدا و به سرقت برده شد و بعدها بخشی از آنها از جمله پیراهن و کمربندش پیدا شد.
خواهر شهید اسدی با اشاره به پیراهن شهید گفت: پیراهن عباس در اختیار یکی از افراد اصلی این حادثه قرار گرفته بود و از آن عکس و فیلم تهیه و برای افرادی در خارج از کشور ارسال شده بود. همین موضوع و اطلاعات بهدستآمده از پیراهن شهید، در شناسایی فرد اصلی نقش داشت.
مادر شهید: عباس برای من یک دنیا بود / علاقه شهید عباس اسدی به رهبر انقلاب
مادر شهید عباس اسدی نیز در این دیدار، اظهار کرد: عباس از دوران کودکی در مسجد، پایگاه بسیج و کانون فرهنگی مسجد امام حسن مجتبی(ع) حضور داشت و در همین فضا رشد کرد و بعدها نیز فرزندان خود را با مسجد و فعالیتهای فرهنگی و مذهبی آشنا کرد.
این مادر شهید با بیان اینکه فرزندش پس از شهادت، حضور پررنگی در زندگی خانواده دارد، اظهار کرد: عباس پسر دوم من هست؛ بعد از شهادتش احساس میکنم حضورش در زندگی ما بیشتر شده است.
وی افزود: عباس برای من یک دنیا بود. وقتی از در وارد خانه میشد، احساس میکردم همه زندگیام وارد خانه شده است. او باوفا، مهربان و بسیار باادب بود و هیچوقت از او بیاحترامی یا بلند صحبت کردن ندیدم.
مادر شهید اسدی با اشاره به خواب فرزندش پیش از شهادت گفت: عباس حدود دو ماه قبل از شهادت خواب شهادتش را دیده بود و برای من تعریف کرد. در خواب، دو خانم را دیده بود که به یکدیگر میگفتند «مادر شهید دارد میآید». سپس من را دیده بود که به سمت او میروم. عباس دستم را میگیرد و مرا سر مزار خودش میبرد. در خواب، سنگ قبری سفید و بزرگ دیده بود که روی آن نوشته شده بود «شهید عباس اسدی» و تاریخ شهادت نیز نوزدهم رجب ذکر شده بود.
وی افزود: بعد از تعریف این خواب، عباس همان هفته مرا به محل مزار فعلیاش برد و مسیر را به من نشان داد. به عباس گفتم «تو خیلی جوانی»، اما در پاسخ گفت «من از علیاکبر امام حسین علیهماالسلام جوانتر نیستم.» وقتی به او گفتم بچههایت هنوز کوچک هستند، گفت «آنها خدا را دارند؛ مگر تا امروز ما آنها را بزرگ کردهایم؟ خدا بزرگشان کرده و از این به بعد هم خدا هست.»
مادر شهید اسدی ادامه داد: عباس به من گفت وظیفه دارم گریه نکنم و به مردم بگویم از خانههایشان بیدار شوند، فرزندانشان را بیدار کنند و بدانند دشمن در کمین نسل آینده است.
وی افزود: وقتی خبر شهادت عباس را شنیدم، ابتدا نماز شکر خواندم و روزی که به معراج شهدا رفتم نیز روزه گرفتم. به مردم گفتم وظیفه من این است که به آنان بگویم مراقب فرزندانشان باشند؛ چراکه این همان چیزی است که شهید از من خواسته است.
مادر شهید اسدی با اشاره به علاقه فرزندش به رهبر معظم انقلاب گفت: عباس عاشق حضرت آقا بود و همیشه میگفت خودش، زندگیاش و فرزندانش فدای حضرت آقا. عباس آرزو داشت حضرت آقا و امام زمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف را ببیند و از او راضی باشند و آرزوی دیگرش شهادت بود که به آن رسید.
همسر شهید: سفارش به نماز اول وقت و احترام به پدر و مادر
خانم مهدوی همسر شهید عباس اسدی نیز درباره ویژگیهای اخلاقی همسرش، عنوان کرد: عباس خصوصیات خوب زیادی داشت، اما همیشه دو موضوع را به فرزندانمان سفارش میکرد؛ نماز اول وقت و احترام به پدر و مادر. خودش نیز بسیار به پدر و مادرش احترام میگذاشت و با وجود مشغله کاری، روزی چند بار به آنها سر میزد یا تماس میگرفت.
وی که 16 سال با شهید عباس اسدی زندگی مشترک داشته است، گفت: یکی از مهمترین ویژگیهای زندگی مشترک ما این بود که تلاش میکردیم امام زمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف را حاضر و ناظر بر زندگی خود بدانیم و این نگاه را به فرزندانمان نیز منتقل کنیم.
خانم مهدوی افزود: بچهها از همان کودکی با دعا و نام امام زمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف آشنا شدند و عباس همواره به آنها میگفت امام زمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف برایشان برکت میآورد.
همسر شهید اسدی با اشاره به رابطه صمیمانه عباس با فرزندانش، گفت: عباس برای بچهها فقط پدر نبود، بلکه بهترین دوست و رفیق آنها بود. برخورد آرام و متفاوت عباس با مسائل باعث میشد حتی در چنین شرایطی نیز جایی برای گلایه و ناراحتی باقی نماند.
سرگرد «شهید عباس اسدی» از مدافعان امنیت در اغتشاشات 18 دی 1404 در حالی که مشغول صحبت با اغتشاشگران بود، مورد حمله ناگهانی قرار گرفت و در نهایت با زبان روزه و 58 ضربه چاقو به شهادت رسید.
پیکر مطهر شهید عباس اسدی بنا بر وصیت ایشان در آرامستان روستای کاج در بخش مرکزی استان قم به خاک سپرده شد.
در پایان این دیدار، هدیه ای فرهنگی و معنوی به قید قرعه به یکی از طلاب حاضر در برنامه اهدا شد.

Comments